بهانه ای برای نوشتن


 

ای عشق!

همه بهانه از توست...

من خامشم

این ترانه از توست...




شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
موضوع نوشته ها
آخرین ها






Powered by WebGozar



تعداد بازدیدکنندگان : 41762



خودش تایپ میکنه Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 1 اسفند ماه سال 1386
در انتها؛ تهی ِ تهی!

ای عزیز!

بدان که تا آن هنگام که در پیشه اتکال، به سرآمدیِ بندگان نرسیده باشی و تا گاهی که کمالِ شایسته آنچه در طلب ِ آنی را در کنه وجودت لمس نکرده باشی و به عزت نفس نرسیده باشی، عطایت نمی کند که اگر کند، باری ز راه رفته نا خشنود و پشیمان باز خواهی گشت!

امروز می روم تا در انتهای راه، فارغ از تصور آنچه پیش خواهد آمد، صبورانه بایستم و خرسند، راه آمده را لبخندی نثار کنم و آینده را بوسه ای. با گامهایی موزون، هماهنگ با آنچه دیروز آموختم و عهد کردم بنیان فردایش سازم! فردایی آبی! آبی آبی تا آرامش...

و چقدر دلم روشن است...